تبليغاتX
جلالي - آن وقت ها فقط خدا ‌‌‌‌‌‌، خدا بود

جلالي

ادبيات و هنر

آن وقت ها فقط خدا ‌‌‌‌‌‌، خدا بود

وقتی عشقت در شعرم می نشست

به کوچه می زدم با توپ پلاستیکی

و گلی که همیشه کوچک بود .

آن وقت ها فقط خدا ‌‌‌‌‌‌، خدا بود

ظهر ها بزرگ آدم ها خواب می خوردند

و تاپ تاپ شعرم بر دیوار

لقمه را در گلویشان گیر میداد

 شلوارم را چپه می پوشم

 کسی مرا نشناسد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 22:56  توسط بهزاد جلالي  |